تلاش بی ثمر
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:01
خاطرت نیست عزیزِ دلم، به تو هر چه گفتم، شکستم جز آنکه گفتم دوستت دارم. و تو از من، هرچه خواستی بدست آوردی. اما جهان گذشت و گذشت و از من چیز دیگری ساخت. زمانی خواهد رسید که محتاج می شوی تا خودت را از قلب و ذهن من پاک کنی و هرچه تلاش کنی بی ثمر خواهد بود.
اغراق شاعرانه
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:01
نامش تداعی بهشت بود لیکن خویش نیک می دانست که جز اغراق شاعرانه ای برای توصیف گلی نیست برای من اما رضوان بود گلبرگ هایش را شب ها&nb
پیش از تو
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:01
پیش از تو در هیات دانشمندی، فیلسوفی یا علامه ای بودمهمه چیز دانی که ریاضی جهان را می شناختنقاش می شوم اما سروکله ات که پیدا می شودبوم قلبم را روی سه پایه ی جانم می گذارم  
عاشق من
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:01
عشقش دیگری بود مرا "عاشق من" صدا می زد غمگنانه زیبا بود
باران که می بارد
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:01
باران که می بارد بند بند انگشتانم در آتش نوازش گندم زار گیسوان تو می سوزند اما دندانم لبم را میگزد
نسبم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:01
نسبم را نمیدانم اما احتمالا عربی است و مطمئنم نسبم به امیری، شاهزاده ای یا عالمی باز نمی گردد اینچنین که تو را دوست دارم باید از سلاله بدپیله ی عاشقی چون مجنون باشم.
مطرود نفرینی
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:01
عاشق ترین تنهاترین مجنون ترین اینها واژه هایی نیست که به من بچسبد یکی از بیشمار دلدادگان رانده شده &nb
دوباره
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:01
آوخ از کتاب ها و زندگی می آمدم معشوقه ام از حسرت ها و مرگ. اگرم توان گریستن باشد حال که دوباره تنها "من" ماندم و "تو" به لمس دستان ناتوانم باید شانه هایت را برای گریستن بیابم.
کوچه های تهران
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:01
سیگار و فندکم را بر میدارم. خودم را می پوشانم و از خودم بیرون میزنم. با تو روی همان نیمکت همیشگی وعده دارم. هنوز که نیمکت را ندیده ام، دلم می تپد که نکند روی نیمکت نباشی. روی نیمکت که می بینمت، دلم آرام می گیرد. نزدیک می شوم. از جایت که برمی خیزی. ناخوداگا
آشپزخانه
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 23:01
تو در آشپزخانه ای و از پنجره به بیرون خیره شده ای. من جلوی تلوزیون نشسته ام و با لپتاپ کار می کنم. نگاهم که به تو می افتد، دلم میریزد. با خود می گویم نکند دارد با خودش فکر می کند جوانی اش را با من هدر داده است. ناخوداگاه به سمتت می آیم و از پشت بغلت می کنم و گرد
کودک من، من کودک
-
تاریخ: 1396/2/3 ساعت: 12:51
در من کودکی بود که شور زندگی را در مهربانی دستان تو جستجو می کرد. انگشتان ظریف تو در ملغمه ای از گوشت و خون این کودک به بازی های کودکانه نشست. هر زمستان بر مزار این کودک که با بازی های کودکانه تو کشته شد گل میگذارم.
دل بریدن
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 7:56
از تو چیزی نیاموختم جز دل کندن از تو که دل بریدم دل کندن از همه چیز و همه کس آسان شد
فرود آی
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 1:23
فرود آی از اوج انباشته نفرت در بازوان تباهی تا لذت انزال از زوال انسانیفرود آیتبر-بر-پیکر فرود آمده مطرود خویش متروک جهانآزگاریست مرده ای جسم سرد خویش راچگونه بر خون قندیل های خویش الماس پنداشته نمی بینی؟فرود آی ...
(بدون عنوان)
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 8:15
ابراهیم در آتش
-
تاریخ: 1395/9/30 ساعت: 16:44
بالاخره رفت برای همیشه رفیق دیدی آنکس که تمام داروندار من شد چه اندک بود و چه ساده گذشت مثل همیشه ابراهیم ماند و تو دوستش داشتم باور نکرد اما تو باور کن رفیق
a lost cause
-
تاریخ: 1395/9/30 ساعت: 16:44
That's really strange because I experience lots of these feelings, but I still love her. I never felt she was intelligent or something. She was not in books. She was clever however. She could be a queen, but surely she wasn't. She sometimes spoke vulgar; I was afraid of that. She was sweet to me. T...
نزدیکتر
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:15
مشاهده یادداشت خصوصی
دلم تنگ شد
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:15
مشاهده یادداشت خصوصی
خدانگهدار
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:14
مشاهده یادداشت خصوصی
دوستت دارم
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:14
همیشه سبز می خشکدهمیشه ساده می بازدهمیشه لشکر اندوهبه قلب ساده می تازدمن آن سبزم که رستن راتو آخر بردی از یادمچه ساده هستی خود رابه باد سادگی دادمبه پاس سادگی در عشقدرون خود شکستم زوددریغا سهم من از عشققفس با حجم کوچک بوددرونم ملتهب از عشقبرونم چهره ای دم سردولی از عشق باختن راغرور من مرمت کردبه غیر...